TranslationIndustry.ir  
  
سه شنبه 26 شهريور 1398
عضويت ...
ايميل:
 
کلمه عبور:
  ثبت نام
  رمز را فراموش کرده ام ...
Skip Navigation Links
دانشسراي ترجمهExpand دانشسراي ترجمه
خدمات ترجمهExpand خدمات ترجمه
تالار گفتگوExpand تالار گفتگو
برگزاري همايشExpand برگزاري همايش
بانک اطلاعاتيExpand بانک اطلاعاتي
کاريابي و تأمين منابع انسانيExpand کاريابي و تأمين منابع انساني
دپارتمان پژوهشExpand دپارتمان پژوهش
دانش و فناوريExpand دانش و فناوري
کتابخانه ديجيتالExpand کتابخانه ديجيتال
نشریهExpand نشریه
خدمات چاپ و نشرExpand خدمات چاپ و نشر
پايگاه اطلاع رساني ترجمهExpand پايگاه اطلاع رساني ترجمه
شوراي علمي صنعت ترجمه
معرفي دفتر کار مجازي مترجمان
کانون آگهي هاي صنعت ترجمهExpand کانون آگهي هاي صنعت ترجمه
حمايت از طرح هاي علمي
مسابقات برخط ترجمهExpand مسابقات برخط ترجمه
مزاياي عضويت-جديد
آگهي هاي استخدامي
لغت روز
لغت: factotum-n
ترجمه: آدم همه کاره، خدمتکار/Fr:factotum
فونتیک:
\fak-TOH-tuhm\
مثال:
Eng:
After graduating from college, Jerry worked for several years as an office factotum.

Fr:
Autant que je puis m`y connaître, Vous êtes factotum de monsieur notre maître. [DESTOUCHES, Le glorieux]
توضيحات:
"همه کارها را انجام بده!" انجام اين دستور سخت است، اما دقيقا همان چيزي است که از يک خدمتکار انتظار مي رود که انجام دهد. اين ترجمه همچنين ترجمه تحت اللفظي از اصطلاح لاتين "factotum" است که برگرفته از کلمات لاتين "facere" ("انجام دادن") و "totum" ("همه چيز") است. در قرن 16اُم، کلمه "factotum" در زبان انگليسي بسيار شبيه به يک نام خانوادگي استفاده ميشد، همراه با نام اشخاص براي بيان شخصيت هايي مانند "ژان مستخدم" (به معناي "ژان که همه کار خانه را انجام ميدهد"). بعد از آن زمان، ديگر لزوما مطلوب نبود که شخصي "خدمتکار" خوانده شود، اين واژه مترادف "meddler" و يا "busybody"(به معناي همه کاره) بود. در حال حاضر اين واژه اغلب براي فردي به کار ميرود که همه کاره ، سودمند و مسئول بسياري از کارهاي مختلف است.
خدمات چاپ و نشر
fiogf49gjkf0d
فلسفه علوم انساني غربي به نوعي آنارشيسم مبتلا شده است
fiogf49gjkf0d
جمعه 9 مهر 1395 - 8:16:13 PM
  بزرگنمايي:
fiogf49gjkf0d
يک استاد حوزه و دانشگاه گفت: فلسفه علوم انساني غربي مبتلا به نوعي آنارشيسم شده و دستاورد اين فلسفه شده است، سکولاريسم، ليبراليسم و کاپيتاليسم.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از طليعه، درباره مباني و واکاوي تفاوت هاي فلسفه تطبيقي علوم انساني اسلامي و غربي و تحليل و تبيين پايه هاي علوم انساني غربي و چگونگي و چيستي آن و همچنين ديدگاه ها و باورهاي علوم غربي به مقوله انسان و معرفت شناسي ما را بر آن داشت با اسماعيل گندمکار از اساتيد عالي حوزه و دانشگاه گوتينگن آلمان و از متفکرين و مولفين در اين حوزه که نگارش کتابي در اين زمينه به نام «فلسفه تطبيقي علوم انساني اسلام و غرب» را در دست اقدام دارد و در اين اثر به طور مبسوط اين مباني را مورد تجزيه و تحقيق قرار داده است، گفتگويي انجام شده است که ماحصل آن را در ادامه مي خوانيد؛

گندم کار با اشاره به اين نکته که مي توان بر اساس علم فيلولوگي «philology» يا لغت شناسي،  بحث فلسفه علوم انساني اسلام و غرب را بررسي کرد بيان کرد: قبل ازبحث درباره علوم انساني مي بايست درباره پيشينه اين بحث يعني فلسفه محض يا فلسفه مضاف گفتگو نمود. امروز جهان انديشه بيشتر تحت تاثير انديشه هاي مضاف مي باشد، يک زمان در يونان باستان بيشترهمين فلسفه محض مورد بحث و توجه مي بود و گاهي وارد تخيلات نيزمي شدند و بعد ها در غرب جديد و نو نيز همين رويکرد نيز صورت مي گرفت، مانند کارهاي ژورناليستي که امثال «ژول ورن» و ديگران انجام مي دادند، ولي آن چيزي که فلسفه مضاف به آن مي پردازد، نگاه فلسفي به علوم گوناگون مي باشد، مانند فلسفه حقوق، فلسفه سياست، فلسفه مديريت، فلسفه اخلاق، فلسفه هنر، فلسفه علم، فلسفه دين، فلسفه عرفان، فلسفه تاريخ و همين طور فلسفه علوم انساني، در اين بحث وقتي تعبير به فلسفه علوم انساني مي شود يعني نگاه کردن از منظر فلسفه به علوم انساني.

اين استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه گوتينگن آلمان ادامه داد: در هنگامي که بحث فلسفي علوم انساني مطرح مي گردد، مي بايست توجه نمود که اين بحث از سه واژه، يعني علوم يا علم، سپس انسان و سپس اسلام وغرب تشکيل شده است و هر کدام از اين واژه ها بسيار چالش برانگيز نيز مي باشند و وقتي که اين واژگان را مورد تجزيه و تحليل قرارمي دهيم، درمي يابيم که هر کدام از غنا و مفهوم بالا و سابقه تاريخي برخوردار هستند و هر کدام مي بايد در جايگاه خود تبين شوند. آن چيزي که امروز دو پارادايم عمده را در فلسفه علوم انساني به زعم بنده انجام مي دهد، يکي فلسفه علوم انساني تحت تاثير «فلسفه غرب» مي باشد و ديگري علوم انساني تحت تاثير «فلسفه اسلامي» است. فلسفه علوم انساني غربي با يک سابقه تاريخي 2500 ساله از يونان باستان تا «غرب وسترن» يا دوران و جريان تاريخي «پسا مدرن» مطرح بوده است. اين فلسفه پيش از سقراط، بنا به گفته نويسندگان جهان پيرامون خود را تحت تاثير قرار داده است و آغازگر آن حکماي يوناني پيش از سقراط بوده اند که قدمت و سر سلسله آنها به قرن ششم پيش از ميلاد باز مي گردد.

مولف کتاب «جريان شناسي اهل حق» با اشاره به نقش محوري، سقراط و افلاطون و ارسطو و نيز جرياناتي مانند، شکّاکان و کلبيون و رواقيون و فلاسفه يونان باستان درهستي شناسي و انسان شناسي و جهان هستي شناسي، افزود: ازمنظر افلاطون و با اشراف وي به بحث معرفت شناسي، دانستن از طبيعت، دانستن از انسان و دانستن از نفس انديشيدن مطرح مي باشد. وقتي ما به مجموعه آثار افلاطون که تنها مجموعه و اثر چاپ شده اي است که مجموعه انديشه هاي سقراط بزرگ (که استاد او است) را نيز شامل مي شود، مراجعه مي نماييم، به مباحثي برمي خوريم که بطورعام به انسان و معرفت پرداخته شده است. اين ديدگاه و پرسه مقطع به مقطع و جريان به جريان پيشرفت داشته است تا با ايجاد بحث هاي عملي و نظري مانند: اخلاق منزل، تدبيرمنزل، تدبير جامعه، همگي اين مباحث را به علوم انساني متصل کرد. بايد دقت نمود در عصر يونان باستان هم، مسيحيت به بحث کنش انساني و انسان پرداخته است و در ادامه نيز در قرون وسطا بعد از بزرگاني مانند «توماس اکويناس» مسيحيت به بحث انسان شناسي پرداخته است.

مولف کتاب «اديان و تصوف از ايران باستان تا پايان صفويه» با ابرازاينکه در آيين يهود و «کابالا» نيز به بحث انسان و انسان شناختي پرداخته شده است، گفت: از يونان باستان به بعد  در مسيحيت هر جا که ما ورود پيدا مي کنيم، حتي «نيکلاس کواس» «Niklas kues» يکي از بزرگان مسيحيت بعد از «توماس آگوستين» در بحث کنش اخلاقي و انسان شناختي انسان را به عنوان «خداي دوّم» مطرح مي نمايد، يعني همان «خليفه الله» که درهمه اديان ديگر مطرح مي باشد و همان تعبيري که در قرآن کريم خداوند مي فرمايند: «يا داُود اِنّا جَعلنّاکَ خَليفَه» مطرح است. در قرون وسطا نيز بحث انسان شناسي ونگاه به انسان از يونان باستان به بعد وارد غرب وسترن مي شود و کشورهاي ديگر بنا به سنت هاي فکري خود در فلسفه علوم انساني غربي نقش آفرين بوده اند، مانند ايتاليا، انگلستان، فرانسه و علي الخصوص آلمان، که در تکوين علوم انساني غرب تاثير داشته اند.

آيت الله گندم کار در خصوص جايگاه ايالات متحده آمريکا و نقشش درتشکيل اين پروسه، تصريح کرد: به نظر بنده، آمريکاي جديد در اين فرايند هيچ تاثيري نداشته است و اساساً مي توان گفت که  آمريکاي جديد يک کشور بي هويت است، يعني به تعبير پروفسور «شايگان» داراي يک هويت چهل تکه است. در آمريکا يک پلوراليسم «pluralism» حاکم است. درست است که اين کشور تحت نام مسيحيت مطرح است ولي بايد توجه نمود آمريکاي جديد تحت تاثير «پست مدرنيسم» و «پلوراليسم» مي باشد و اين معنا يا به تعبيري، اين تضادها و پارادوکس ها را به عينيت مي توان در آنجا مشاهده کرد.

بايد دقت نمود، فلسفه علوم انساني تعاريف و تعابير گوناگوني دارد و خيلي از فيلسوفان غربي در اين زمينه هم کار نموده اند و هم تاليفاتي داشته اند، مانند مقدمه بر علوم انساني «ويلهلم ديلتاي» «wilhem Diltey» که در ايران توسط «منوچهر صانعي دره بيدي» ترجمه و تدوين شده است و همين طور کتاب «به فهم درآوردن علوم انساني» که متن اصلي آن آلماني است و تقريباً در ده جلد تهيه شده است و به زبان انگليسي نيز ترجمه شده است، که هم اينک در ايران سه جلد آن ترجمه شده است و توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. در اين اثر ايشان مفصل، برطبق روش شناسي ومتدلوژي علمي خود به اين موضوع پرداخته است و به مباحث گوناگوني درباره منشأ باور ما به واقعيت جهان خارج و توجيه آن، زندگي و شناخت انسان در جهان هستي، منطق شناخت، نگاه به روانشناسي توصيفي و تحليلي انسان، ديدگاه هاي فرويد و فيلسوفان غربي پرداخته است. اگر در مجموعه آثاري که از فلاسفه بزرگ غرب و اروپا موجود است، مانند «فردريش ويلهلم نيچه» يا «ايمانوئل کانت» يا «دکارت» و يا «مارتين هايديگر» ويا «آرتورشوپنهاور» و فيلسوفان بزرگ «پديدارشناسي» و يا فيلسوفان «معرفت شناسي» مراجعه شود، مي بينيم که همه آنها به شناخت فلسفه انسان مبادرت کرده اند و اکثر اين فيلسوفان تحت تاثير «فلسفه مضاف» مي باشند.

گندم کار با اشاره به اين نکته، که زماني که ما صحبت از فلسفه علوم انساني غرب مي کنيم، منظور فلسفه علم غرب است تصريح کرد: بنده فلسفه علم غرب را جزئي از فلسفه علوم انساني غرب مي دانم. بنده اين طور نمي دانم که فقط مباحث مربوط به هنر و يا مباحث فلسفي از شاخه هاي علوم انساني است، علوم انساني داراي يک سيطره وسيعي هم در غرب و هم درمباني و تعاريف اسلامي مي باشد. در مباني و باورهاي غربي يک کج روي ها و کج فهمي هايي صورت گرفته است، که اين نتيجه، نتيجه عرفان، جامعه وفلسفه فيلسوفان آنجا بوده است. لازم به تذکر است، بنده به اين نکته قائل نيستم که تمامي فلسفه علوم انساني غرب باطل و داراي فساد و انحراف است، بلکه اين مباني را فقط به عنوان يک تجربه انساني قلمداد مي نمايم.

فلسفه علوم انساني غربي تلاش زيادي انجام داده است، ولي متاسفانه در مراتبي مبتلا به نوعي آنارشيسم «ANARCHISM» شده است، به اين معنا که خروجي و دستاورد اين فلسفه شده است، سکولاريسم «Secularism» يا «ليبراليسم» و يا «کاپيتاليسم» و در بحث آزادي، فلسفه علوم انساني غربي، آزادي را در آزادي فردي و شخصي انسان مي داند که اين نگاه موجب سلب آرامش انسان و  متلاشي شدن چارچوب و نهاد خانواده شده است و بحران معنوي و معنويت ايجاد نموده است. امروز آنچه که غرب به آن مبتلا است و در رمان ها و تئاترها و يا در موسيقي هاي خشن و غيرآرامش بخش و اين نيازهاي هيجاني ايجاد شده و استفاده هاي وسيعي که از مواد مخدر و مشروبات الکلي مي شود و دربين جوانان آنجا موج مي زند، بر اثر همين رويکرد و تاثير و تبين و تاويل غلط و غير اصولي فلسفه علوم انساني غربي است که توسط فيلسوفان آنجا مورد تاکيد و نظر قرار گرفته است.

به عبارتي ديگر امروزه در جوامع غربي، فيلسوفان غربي در نقش يک تروريست تمام عيار در مقابل انسان ونقش انساني قرار دارند. انسان وقتي به کتاب «اراده معطوف به قدرت، فردريش نيچه» و يا کتاب «ارزش يابي دوباره ارزشها» و يا به کتاب «زايش تراژدي»  و يا کتاب «چنين گفت زرتشت»  نگاه مي نمايد، متوجه مي شويم که «نيچه» سعي دارد، ارزش هاي قراردادي را به جاي ارزشهاي انساني قرار دهد. اين موضوع طبيعتاً تضاد ايجاد خواهد کرد. تضادي که انسان و جامعه را به ورطه نابودي و نيستي مي کشاند.

مولف کتاب «انحراف فلسفي در تفاسير و عقايد اهل حقّ» با اشاره به اين نکته که در حوزه فلسفه علم، فلسفه علوم انساني غرب، در حال حاضربه يک نوع اغتشاش معرفت مبتلا است، ادامه داد: آنچه که تحت نام اغتشاش معرفت، «پل فايرابند» و فيلسوفان «پُست مدرن» از آن نام مي برند، معاني مي باشد که دنبال «عدم تمرکز» هستند، يعني يک «پلوراليسم» کامل در همه عرصه ها. فلسفه علوم انساني غرب، انديشمندان را به يک پلوراليسم مبتلا نموده است و معناي حقيقت در مباني علوم انساني غرب مجهول و ناپيدا مي باشد، امروزه انسان در فلسفه علوم انساني غرب از پيدا کردن خود عاجز و ناتوان خواهد بود و به دنبال هويت و معناي خود است. معناي «راسيونالسيم» غربي، به تقابل «عقل و وحي» منتهي شده است. اين باور  در عرصه هاي علمي، خود را بي نياز از هر دستاورد و نگاه غير تجربي مي بيند، در صورتي که ما در مباني علم «فيزيک کوانتومي» مي بينيم که اين بحث از مرز فيزيک «ساينس» مي گذرد و به «فيزيک فلسفي» مي رسد. يعني نگاه فلسفي به جسم، نگاه فلسفي به ماده و نگاه فلسفي به هستي.

آيت الله گندمکار ابراز کرد: امروزه نظرياتي مانند، «بيگ بنگ» و کوارک ها «kwork» و يا سياه چاله ها و يا بنياد اصل داروين «Charles Robert Darwin » و يا نظريه «ليبيدوي» فرويد «freud»، نوعي تقلا کردن براي تفسير هستي است، اين تفسير، تفسيرموجودي است که نسبت به حقيقت هستي جاهل و نادان است. امروزه دغدغه فيلسوفان غربي اين است که تفسير دقيق و روشني از هستي ارائه نمايند ولي بايد اظهار داشت که تا هم اکنون در اين مسيرناموفق و ناکام بوده اند. اين فيلسوفان يک روز انسان را به عنوان «من انديشنده» که «دکارت» فرانسوي مطرح نموده، معرفي مي نمايند، در يک روز به عنوان «انسان تحت تاثير غرايز» که «فرويد» اتريشي مطرح مي کند انسان را تعريف مي نمايند و در روز ديگر انسان را به عنوان «انسان ماهر و راست قامت» مطرح مي نمايد و اين تلاش نشان دهنده ناتمام ماندن تعريف «انسان» در مباني و فلسفه علوم انساني غربي است.

نماينده ايران در سمينارهاي گفتگوي اديان با اشاره به اين نکته که فلسفه هنر غربي انسان را به عنوان «تن و بدن و غرايز» مطرح کرده است، تصريح کرد: دراين فلسفه ما در هر نقطه که از علوم انساني و يا جامعه شناختي وارد مي شويم رد پاي «فرويد» را مي بينيم و حتي عرفان هاي نوظهوري مانند اوشو «Osho» و ديگران هم تحت تاثير «فرويد» هستند و اين مسئله و نکته نشان دهنده «استعماري» بودن فلسفه علوم انساني غرب است. غرب نه تنها در حوزه سياست و جنگ افزار استعماري عمل نموده است، بلکه در بحث علوم انساني سعي دارد که بتواند افکار و فلسفه ديگر کشورها را مصادره نمايد و همه جوامع را تحت تاثير «پارادايم» خود قرار دهد.

مهر

 نظرات شما

نام: *  
پست الکترونيک: *  
متن: *  
نظرسنجي - نتيجه (ها)
تا چه اندازه از عملکرد وبگاه صنعت ترجمه در سال 95 رضايت داريد؟



بازدید امروز: 600 - بازدید دیروز: 649 - کل بازدید: 2803548
تمامي حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سايت صنعت ترجمه ميباشد.
Copyright © 2010-2013 TranslationIndustry.ir, All rights reserved.