TranslationIndustry.ir  
  
شنبه 26 آبان 1397
عضويت ...
ايميل:
 
کلمه عبور:
  ثبت نام
  رمز را فراموش کرده ام ...
Skip Navigation Links
دانشسراي ترجمهExpand دانشسراي ترجمه
خدمات ترجمهExpand خدمات ترجمه
تالار گفتگوExpand تالار گفتگو
برگزاري همايشExpand برگزاري همايش
بانک اطلاعاتيExpand بانک اطلاعاتي
کاريابي و تأمين منابع انسانيExpand کاريابي و تأمين منابع انساني
دپارتمان پژوهشExpand دپارتمان پژوهش
دانش و فناوريExpand دانش و فناوري
کتابخانه ديجيتالExpand کتابخانه ديجيتال
نشریهExpand نشریه
خدمات چاپ و نشرExpand خدمات چاپ و نشر
پايگاه اطلاع رساني ترجمهExpand پايگاه اطلاع رساني ترجمه
شوراي علمي صنعت ترجمه
معرفي دفتر کار مجازي مترجمان
کانون آگهي هاي صنعت ترجمهExpand کانون آگهي هاي صنعت ترجمه
حمايت از طرح هاي علمي
مسابقات برخط ترجمهExpand مسابقات برخط ترجمه
مزاياي عضويت-جديد
آگهي هاي استخدامي
لغت روز
لغت: factotum-n
ترجمه: آدم همه کاره، خدمتکار/Fr:factotum
فونتیک:
\fak-TOH-tuhm\
مثال:
Eng:
After graduating from college, Jerry worked for several years as an office factotum.

Fr:
Autant que je puis m`y connaître, Vous êtes factotum de monsieur notre maître. [DESTOUCHES, Le glorieux]
توضيحات:
"همه کارها را انجام بده!" انجام اين دستور سخت است، اما دقيقا همان چيزي است که از يک خدمتکار انتظار مي رود که انجام دهد. اين ترجمه همچنين ترجمه تحت اللفظي از اصطلاح لاتين "factotum" است که برگرفته از کلمات لاتين "facere" ("انجام دادن") و "totum" ("همه چيز") است. در قرن 16اُم، کلمه "factotum" در زبان انگليسي بسيار شبيه به يک نام خانوادگي استفاده ميشد، همراه با نام اشخاص براي بيان شخصيت هايي مانند "ژان مستخدم" (به معناي "ژان که همه کار خانه را انجام ميدهد"). بعد از آن زمان، ديگر لزوما مطلوب نبود که شخصي "خدمتکار" خوانده شود، اين واژه مترادف "meddler" و يا "busybody"(به معناي همه کاره) بود. در حال حاضر اين واژه اغلب براي فردي به کار ميرود که همه کاره ، سودمند و مسئول بسياري از کارهاي مختلف است.
کارگاههاي ترجمه
بررسي چند ترجمه از يک جمله قصار
fiogf49gjkf0d
N.Ahmadi
سه شنبه 23 خرداد 1391 - 6:30:21 PM
  بزرگنمايي:
fiogf49gjkf0d
بررسي مقابله اي متن مبدا و متن مقصد

fiogf49gjkf0d

بررسي مقابله اي متن مبدا و متن مقصد ، ارايه شده در کارگاه ترجمه :



:متن اصلي اين عبارت کوتاه بود:

"Success is focusing the full power of all you are on what you have a burning desire to achieve.”

 


با مقايسه ي جملات مقصد با جمله ي مبدا((parallel corpora، به بررسي انتخاب واژگاني(word choice)و ساختاري در ترجمه ها مي پردازيم. البته در نظر مي گيريم که در اين مقايسه به دنبال يافتن تناظر يک به يک واژگان و در سطوحي بالاتر تناظر يک به يک ترکيبات و عبارات و جملات نيستيم.چرا که به ترجمه ي ارتباطي،روان و طبيعي و خواننده مدار معتقيديم که لازمه ي ايجاد آن، بي شک اعمال تغييراتي در نحوه ي بيانshifts)) است.((see Catford

 با توجه به تنيدگي عبارت بندي در جمله ي مبدا که شامل 5 هسته ي فعلي است ، ارايه ي جمله اي موجز و رسا و دور از ابهاماتي که نتيجه ي پيچيدگي دستوري جمله باشد، مهارت درک مترجم را مي رساند.

(در جملات زير همان مواردي خط کشيده شده که بحث برانگيز بوده است)


1-هرچقدر که آرزوهايتان شما را اغوا کنند، شما موفق تريد:Ctoc Net

سهل و ممتنع ترکيبي است که براي اين سبک ترجمه به ذهنم مي رسد.

در اين ترجمه آنچه برجسته مي نمايد، "اغواکردن" است که گويي معادلي است براي کل عبارت focusing the full power of all you are on what you have burning desire to achieve.

از طرفي "اغوا" مصدري عربي است به مفهوم از راه بردن، گمراه کردن، بي راه نمودن.

بررداشت احتمالي يک خواننده از اين ترجمه: آنقدررسيدن به آرزويت تو را به خود مشغول و از ديگر موارد دور ساخته که گويي به طريقي اغوايت کرده است. (البنه ممکن است براي خواننده ي ديگر شفاف نباشد و حتي معناي ديگري بدهد.)

براي burning معادل مستقيمي نيامده، شايد معناي آن باز هم در واژه ي "اغوا" نهفته باشد: آرزويمان آنقدر مشتاقانه بوده که توانسته تمام جوانب ما را به خود مشغول و از باقي دورسازد.

ويراسته: هرچقدر که آرزوها يتان شما را اغوا کنند و به عمل وادارند، شما موفق تريد.

2-موفقيت يعني متمرکز کردن همه ي توانتان روي چيزي که شکست را به پيروزي تبديل کند:Ali Shahbazi

عبارت بندي phraseology)) رسا و شفاف است. اما نکته ي اين ترجمه "روي چيزي که شکست را به پيروزي تبديل کند" ، مي باشدبه عنوان معادل ""on what you have a burning desire to achieve

پيام اين دو جمله معادل هم نيستند. در ترجمه مي توان (چه بسا مي بايست ) از جسم هاي نامعادل يعني واژگان و ساختار متفاوت استفاده کرد اما روح کلام مقصد بايد معادل روح کلام مبدا باشددر جهت حفظ نسبي تا ثير معادل (equivalent effect) به اين معنا که ترجمه ي خوب همان تاثير را بر خواننده ي مقصد بگذارد که متن اصلي آن بر خواننده مبدا گذاشته است: روح کلام بايد حفظ شود.

 

"روي آنچه براي رسيدن به آن تمايل شديدي داري" اين مي تواند يک ترجمه لفظي و صحيح باشد که در عين حال هنوز قابليت پذيرفتن برخي تغييرات را دارد: به طور مثال :" بر هدفي که مشتا قانه در طلب آني".

به جاي متمرکز کردن همان تمرکز (که خود مصدر عربي است) کفايت مي کند. به جاي "چيزي" مي توان نوشت "هدفي".

 

ويراسته :موفقيت يعني تمرکز همه ي توانتان بر هدفي که مشتاقانه در طلب آنيد.

 

 

 

3-موفقيت تمرکز تمام توانايي براي دستيابي به آرزويي از دست رفته است:Sara Hz

عبارت بندي phraseology)) رسا و شفاف است. نکته ي قابل بررسي اين ترجمه " آرزويي از دست رفته" مي باشد. مانند مورد شماره 2 ، پيام کلام تغيير يافته است. از کجاي متن اصلي مي توان دريافت که براي موفقيت بايد بر آرزو هاي از دست رفته مان متمرکز شويم.

احتمالا مفهوم burning"" مترجم را فريب داده!

در مورد burning"": you can use burning to describe strong feelings; or situations that are causing strong feeling

در حالي که اگر مترجم از دام ترجمه ي لفظي نجات نيابد به سادگي از مفاهيم اوليه ي آن يعني سوختن و مردن و از دست رفتن و... استفاده مي کند. در حالي که در اين جمله منظور خواست شديد و مشتاقانه ي آرزو يا هدف است.

در فرايند ترجمه توجه به مترادف ها و حتي متضادهاي يک واژه مي تواند در انتخاب واژگاني خدمت بزرگي به مترجم کند. همانطور که اساتيد برجسته همواره ما را به استفاده از فرهنگ هاي جامع يک زبانه براي رسيدن به درک درستي از خود واژه و خانواده ي آن واژه ترغيب نموده اند.

 

A burning desire: intense, fervent, fervid,ardent,passionate,eager desire

Desire: wish, want, fancy,inclination, longing, eagerness, enthusiasm, passion, lust ,…

با توجه به اين متراد ف ها ميتوان اين معادل ها را براي burning desire پيشنهاد داد: خواست شديد، تمايل قوي، آرزوي مشتاقانه، هدف قلبي ،طلب سوزان، از ته دل خواسته ، در تب رسيدنش سوخته، شهوت يک خواسته

 

ويراسته :موفقيت تمرکز تمام توانايي هايتان بر دستيابي آرزويي سوزان/مشتاقانه است.

 

4-موفقيت همان به کار انداختن تمام توانتان در جهت رسيدن به هدفي است که به شدت ان را مي خواهيدSamsami  Fateme.

اين ترجمه نسبت به باقي کمي طولاني تر است به اين علت که بيشتر تحت تاثير تنيدگي دستوري جمله ي مبدا است .

در اين ترجمه بر خلاف جملات 3و2 مفهوم burning desire به خوبي قابل استنباط است. : "هدفي که به شدت آن را مي خواهيد"

نکته ي اين ترجمه " به کار انداختن" به عنوان معادلي يراي focusing"" مي باشد.

Focuse: concentrate, fix, bring to bear, centre, rivet, converge, zoom in on …

در معناي تمرکز يافتن،چشم دوختن، ثابت شدن، مرکزيت دادن، با ميخ پرچ محکم کردن، همگرا شدن، به هم جمع شدن، توجه به يک نقطه يا هدف کردن، زوم کردن و... که همگي متضمن مفهوم  تمرکز بر يک موضوع است. آيا "به کار انداختن" به اندازه "تمرکز" قدرت بيان اين مفهوم را دارد؟   

البته با در نظر گرفتن کل عبارت "به کار انداختن تمام توانتان " تا حدي مفهوم تمرکز بيان شده است .

 

ويراسته: "موفقيت همان تمرکز تمام توانتان بر هدفي  است که به شدت آنرا مي خواهيد."

 

 

5-در اشتياق هدفت بي تابي؟ کام يابي اگر هر آنچه از جسم وجان براي آن بگذاري!! Nayere

بررسي اين ترجمه کار شماست لطفا!

 

يک پيشنهاد ديگر:

-          موفقيت،محصول همگرايي تمام ِبودنت در کانون شهوت يک خواسته، است. (it contains some images of study of light in Physics)

 

6-موفقيت يعني تمرکز تمام قواي خود بر هر آنچه ميل عميق دستيابي‌اش را داريAtena. 

موفقيت يعني تمرکز تمام قواي خود بر آنچه که در تب ِ رسيدن به آن ميسوزي.

در اين مورد هم جمله بندي موجز و رسا است وهم انتخاب واژگاني روح کلام مبدا را رسانده است.

البته بسامدميل شديد در فارسي بيش از ميل عميق است.

ويراسته: موفقيت يعني تمرکز تمام قواي خود بر آنچه در تب رسيدنش مي سوزي

7-موفقيت يعني باتمام وجود پرداختن به چيزي که از ته دل مي خواهيد. Nima

در اين مورد هم جمله بندي موجز و رسا است وهم انتخاب واژگاني روح کلام مبدا را رسانده است.

"با تمام وجود پرداختن" به خوبي معادل ""focusing انتخاب شده است.

ويراسته: موفقيت يعني با تمام وجود پرداختن به آرزويي که از ته دل مي خواهيد.

 

8-موفقيت چيزي نيست جز پرداختن تمام و کمال به آنچه در آرزوي ديرينه اش هستيدYekta .

اين نرجمه مثال خوبي براي اعمال modulation است :تغييري که در ديدگاه رخ مي دهد: به اين دو جمله دقت کنيد:

خيلي برام سخت بود بهش بگم دوست دارم...

اصلا برام آسون نبود بهش بگم دوست دارم...

 

اين دو جمله با هم مفهوم مشابه اي دارند ولي در نحوه ي بيان متفاوتند يعني از دو ديدگاه point of view متفاوتند ولي در عين حال يک پيام را مي رسانند. اگر اين تغيير در ترجمه صورت گيرد مي گوييم تعديل "modulation"رخ داده است. استفاده از اين راهکار گاهي اجباري است تا مترجم بتواند ترچمه اي کاملا روان و طبيعي در زبان مقصد ارايه دهد.

در اين جا "موفقيت چيزي نيست جز... " به جاي "موفقيت اين است که..." نوعي تعديل اختياري است که به نوشتار مترجم سبک خاصي بخشيده است.

اين راهکار در ترجمه هاي 1 و 5 نيز به گو نه اي ديگرقابل بررسي است. (در مبحث ويني و داربلنه نظري ها ي ترجمه خواهد آمد)

نکته ي اين ترجمه در "آرزوي ديرينه" مي باشد: واژه ي ديرينه در فرهنگ معين به معناي کهنه، کهن و قديمي آمده است. اما متن اصلي دربرگيرنده ي مفهوم ديرينه بودن آرزو نيست، بلکه به تمايل شديد آن اشاره دارد.

ويراسته: موفقيت چيزي نيست جز حاصل پرداختن تمام و کمال به آنچه در آرزوي سوزانش هستي.

 

 البته مترجم در پيشنهادات بعدي مفهوم را به اين شکل تصحيح کرده است: هدف قلبي، آرزوي قلبي

-          تلاش بي شائبه براي دستيابي به هدف قلبي، موفقيت است. (اما تلاش بي شايبه با تمرکزکمي فرق دارد)

-          اگر براي دستيابي به هدف بزرگ زندگيت از جان و دل تلاش کني، انسان موفقي هستي. (از جان ودل تلاش کردن با تمرکز کمي فرق دارد)

-          موفقيت در تمرکز همه جانبۀ قواي انساني براي رسيدن به آرزوي قلبي خلاصه مي شود. (يک ترجمه ي خوب)

 

 

با تشکر از همکاري اين دوستان عزيزدر ارايه ترجمه و درخواست مشارکت دوستانه ديگر اعضا در آينده.

نيره. احمدي

 

 

 

 

 


 نظرات شما

نام: *  
پست الکترونيک: *  
متن: *  
نظرسنجي - نتيجه (ها)
تا چه اندازه از عملکرد وبگاه صنعت ترجمه در سال 95 رضايت داريد؟



بازدید امروز: 894 - بازدید دیروز: 488 - کل بازدید: 2587133
تمامي حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به سايت صنعت ترجمه ميباشد.
Copyright © 2010-2013 TranslationIndustry.ir, All rights reserved.